بهم ریختگی عمل، ریشه در بهم ریختگی فکری دارد. وقتی اجزاء فکر یکدیگر را نقض کنند، عمل به آنها نیز مجموعه xadای از تناقضات را به وجود می xadآورند. بالاخره مشخص نیست که:
✔️ بخش خصوصی را قبول داریم یا نداریم؟ در بیان میxad گوییم قبول داریم ولی حاضر نیستیم به او مسئولیت دهیم، تفویض کنیم و در حکمرانی با او شریک شویم؛
✔️ بالاخره معلوم نیست این نظام بینxad الملل را قبول داریم یا نداریم؟ در بیان، قبول نداریم ولی تمام فن xadآوریxad ها، محصولات، اعتبارات و تحقیقات آنها را میxadخواهیم. فلسفه وجودی آنها را قبول نداریم ولی بسیاری از محصولات آنها را میxadخواهیم؛
✔️ بالاخره دنیا جای خوبی است یا باید با مظاهر آن مبارزه کرد. در بیان، دنیا را مذمت میxadکنیم ولی برای پول و مقام تقریباً هر کاری میxad کنیم؛
✔️بالاخره معلوم نیست تخصص را قبول داریم یا نه؟ البته که در بیان همه قبول دارند ولی دریاچه اورمیه، نرخ تورم، بانکداری، نظام آموزش عالی، محیط زیست، صنعت خودروسازی و سیاست خارجی معرف اینست که امور، تخصصی تصمیمxadسازی نشده xadاند؛
✔️ بالاخره میxadخواهیم با مسلمان ها روابط خوبی داشته باشیم یا با غربی xadها، یا با آسیایی xadها یا با شمالیxad ها؟ یا با هیچ کدام؟ بالاخره مسیر چیست؟
✔️ بالاخره زمان مهم است و باید برای آن فکر کرد، برنامه xadریزی کرد، آینده xadنگری کرد و در اندیشه 50 سال آینده بود یا زمان تعطیل است و باید دم را غنیمت شمرد؛
✔️ بالاخره سرمایه xadداری را قبول داریم یا نه؟ چپ هستیم؟ سوسیالیست هستیم؟ از نوع چینی هستیم؟ مالزی هستیم؟ هند هستیم؟ ترکیه هستیم؟ صدها لایه و پرده تو در تو هستیم؟ چه هستیم؟؛
✔️ بالاخره میxad خواهیم با کیفیت زندگی کنیم؟ همه با کیفیت زندگی کنند؟ در دنیا به واسطه آنچه ساخته xadایم اعتبار و احترام کسب کنیم؟ سازوکار چنین مقصودی چیست؟ اصولاً کیفیت اهمیتی دارد یا خیر؟
✔️ بالاخره میxad خواهیم چکار کنیم؟ بقا؟ رشد؟ پیشرفت؟ تقابل؟ تعامل سازنده؟ کدامیک؟ با کدام ترکیب؟ تقسیمxad بندی درصدها به چه صورت است؟
✔️ و بالاخره افکاری که افقxad های ما را تعیین میxad کنند کدامند؟ می xadدانیم؟ افرادی می xadدانند؟ اتاق فکری که به این امور توجه میxad کند کجاست؟ آیا سیستمی داریم که کل مسایل کشور را یکجا ببیند و به صورت تسلسلی و سیستماتیک برای آنها طراحی کند؟
شاید علتxad العلل مسایل ما، وضعیت اندیشه xadای و فکری ماست. مجمعxad الجزایری از افکار به صورت معلّق در فضا بدون آنکه نقطه مماسی داشته باشند در مدارهای خود خواسته حرکت میxad کنند. تا اندیشه منطقی و منسجم نشود، عملکرد اصلاح نمی xadشود. دلیل اینکه در نروژ و دانمارک آرامش و ثبات وجود دارد به خاطر اینست که پاسخ سئوالات فوق را دههxad ها پیش در میان خود حل کرده xadاند.
شاید با همین استدلال، فلسفه در غرب و در آسیا فعلاً جایگاهی ندارد ولی در میان خاورمیانه xadایxadها سئوالات مهم فلسفی بی xadپاسخ مانده xadاند و تعدد و حجم بحرا نها، مجال پاسخxadگویی را نم یxadدهد. دستگاه مغزی ما محتاج انسجام درونی است تا سیستمی بپا شود. نمیxad توان همه چیز را با هم و هم زمان خواست. زندگی با کیفیت محتاج اولویت xadبندی، سیستم، هرم، زمانxad بندی، آیندهxad نگری و واقعxad بینی است. بدون داشتن Consistency نمی xadتوان در انتظار جواب نشست. به درجهxad ای که میان بیان و عمل یک فرد، یا کشور یا بنگاه فاصله باشد، به همان میزان کیفیت، اعتبار و کارآمدی آن کاهش میxad یابد.
شفافیت و قاعدهxad مندی دو اصل ثابت و جهان xadشمول پیشرفت هستند. فکری انسجام دارد که شفاف و قاعدهxad مند باشد. از سطح تناقضات یک اندیشه کاسته میxadشود وقتی شفاف باشد. سالها پیش، به شخصی که یک ساعت و ۴۵ دقیقه به جلسهxad ای با تأخیر آمده بود مؤدبانه و خصوصی گله کردم. او در پاسخ، نکته xadای گفت که سطح یادگیری از آن در حد یک دوره فوق xadلیسانس بود. او گفت: اینقدر صحبت از نظم و سیستم و عقلانیت و زمان و کارآمدی و آینده xadنگری و انسجام و دقّت و مدیریت و قانونxad گرایی…. نکن. من و تو را آخر در قبر خواهند گذاشت.
مسئولیت دست یابی به انسجام فکری با خودمان است. در این نظام بینxad الملل، همه کشورها تنها هستند و صرفاً به فکر منافع خود. با توجه به مثلث در حال ظهور مجدد چین، روسیه و آمریکا، این ویژگی نظم جهانی عمیق xadتر نیز خواهد شد. اگر با دانش و تخصص به انسجام فکری نرسیم، هم چنان مانند ۱۷۰ سال گذشته سینوسی سیر خواهیم کرد. مخالفان قدرتمند شدن کشور چه در منطقه و چه خارج از منطقه متوجه هستند که ما در انبوهی از تناقضات زندگی میxadکنیم. نباید گذاشت آنها به آنچه ناپلئون گفت برسند. ناپلئون گفت: «وقتی دشمن شما در حال اشتباه کردن است، مزاحم او نشوید.» مسئولیت ایجاد انسجام فکری بین ما و در درون ماست.
برچسب:
نویسنده: کوروش نجفی